الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

153

دقائق العلاج ( فارسي )

و نيم جزء ، نبات سفيد به اندازه مجموع آنها همه را مىسايند و در گلاب حل و سپس حب مىكنند و هرگاه بخواهند يا پس از نزديكى نيم مثقال آن را با آب عسل مىخورند . 108 « 108 » - حب النار مشك : مصطكى ، زنجبيل ، قرنفل ، دارچينى ، فلفل نارمشك و اگر در دسترس نباشد پوست سبز پسته از هركدام يك مثقال ، سقمونياى برشته شش مثقال ، شكر تبرزد ( شكر خالص سفيد ) شش مثقال داروها را طبق دستورات قبلى مىخيسانند و مىجوشانند و صاف مىكنند و دوباره با آتش ملايمى مىجوشانند تا قابل حب شدن گردد سپس سقمونيا را داخل آن كرده و به اندازه دانه نخود حب مىكنند و در نسخه‌اى دار فلفل و سقمونيا به اندازه مجموع داروها است و شكر حذف شده و در نسخه‌اى شكر هفت مثقال است و هربار يك حب را مىخورند مسهلى است كه زود اثر مىكند بادها را به تحليل مىبرد معده را نيرو بخشيده و قولنج را مىگشايد و براى بيمارىهاى معده كه از يبوست مزاج پيدا شده باشد مفيد است و بتجربه رسيده كه صفرا را مىراند و غذا را هضم مىكند و در نسخه‌اى آمده است كه بايد با عرق پونه يا آب انار شيرين خمير شود .

--> ( 108 ) مكرر - در نسخه‌اى چگونگى ساختن حب مسمّن ( فربه‌كننده ) براى صاحبان مزاج مرطوب آمده است . مرواريد ناسفته ، ياقوت ، عنبر اشهب ، موميا پنيرمايه ، كتيرا ، انزروت سفيد و قرمز ، پازهر گاو از هركدام دو مثقال ، حجر البقر ( گاو زهره ) نيم مثقال داروها را مىكوبند و بر سنگ سماك مىسايند و با لعاب به دانه به اندازه نخود حب مىكنند و يك روز در ميان ناشتا يك حب مىخورند و در حمام مىنشينند و يا ورزش مىكنند تا عرق كنند سپس يك كاسه عرق تمّوش ( لغت مازندرانى ، تمشك ) مىخورند ، غذاى بيمار آب‌گوشتى است كه كمى